أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
142
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) اى خوانندگان قرآن و اى انصار دين و امّت [ 109 ] ؛ إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ رغبت كنيد در ثوابى كه خداى غازيان را وعده كرده است و صبر كنيد بر جهاد كه خدا صابران را دوست مىدارد ؛ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ . پس ، عمرو عاص سر برآورد و به ياران خويش گفت : اى مسلمانان ، چشمها فروخوابانيد و هر كس بر جايگاه خويش ثابت قدم باشد . نيزهها در روى دشمنان راست بداريد و چون بر شما حمله كنند چندان صبر كنيد كه نزديك رسند ، پس در رويهاى ايشان جهيد چنان كه شيران گرسنه بر صيد جهند . بدان خدايى كه راستى را پسندد و بر آن ثواب دهد و دروغ را دشمن دارد و بر آن عقوبت كند و در مقابل احسان احسان فرمايد و سيّئات را بيامرزد ، به پيغمبر خود وعده فرموده و خبر داده كه اين ولايت پر نعمت و اين كاريزهاى نيكو و قصرهاى باشكوه بر دست مسلمانان فتح خواهد شد و شعار اسلام در اين ولايت ظاهر خواهد گشت - إن شاء اللّه . [ 110 ] پس ، لشكر روم مانند شب تاريك روان شدند و پيادهء ايشان همچون مور و ملخ در پيش مىدويدند . علمها برافراشته ، چليپاها بلند كرده ، قسّيسان و زاهدان ايشان انجيل مىخواندند ، و لشكر را بر جنگ تحريض و ترغيب مىنمودند . از هر صفى از صفهاى ايشان هزار بوق مىدميدند و آواز دهل و نقارهء ايشان مانند آواز رعد مىآمد . مبارزان به ميدان آمده لافها مىزدند . اوّل كسى از لشكر روم به ميدان آمد ، مردى از عرب كه مرتد شده و دين ترسايى گرفته بود در ميان هر دو صف آمد و با صداى بلند گفت : يا معشر العرب قد غرّكم الغرور ، اى اهل عرب ، شما را شيطان فريفته است و مغرور گردانيده كه جا و مقام خويش بگذاشته و روى به ولايت روم آوردهايد . بر ايشان حسد مىبريد و مىخواهيد كه نعمتى را كه خداى تعالى ايشان را داده است از دست ايشان بستانيد و ايشان را مستأصل گردانيد . ملوك روم در مملكت و رياست از شما قديمترند و در تقديم ابواب ايالت و تمهيد اسباب سياست عالم و واقفتر . شما خويشتن را در كارى افگندهايد و طمع در چيزى بستهايد كه هرگز شما را ميسّر نتواند شد . با مكّه و مدينه
--> [ ( 109 ) ] ت . ل : ملت . [ ( 110 ) ] ب : « و در مقابل احسان . . . ان شاء اللّه » حذف شده است .